تسویه ۲۵۰ میلیون دلاری اپل بر سر تأخیر Siri؛ چرا کاربر ایرانی سهمی ندارد
وقتی اپل وعدهی Siri مجهز به هوش مصنوعی را روی برخی مدلهای iPhone داد، فاصلهی میان وعده و تحویل آن کمتر به چشم میآمد. حالا همان فاصله به تسویهای ۲۵۰ میلیون دلاری رسیده است. وبسایت رسمی ثبت ادعای این شکایت گروهی باز شده و هر خریدار واجد شرایط میتواند بهازای هر دستگاه بین ۲۵ تا ۹۵ دلار دریافت کند. اما اگر در ایران این خبر را میخوانید، از همین ابتدا یک نکته را صریح بگویم: این پرداخت سهم شما نیست.
این وبسایت مسیر رسمی ثبت درخواست غرامت است. مهلت ثبت ادعا یا کنار کشیدن از پرونده تا ۲۱ دسامبر تعیین شده و جلسهی تأیید نهایی تسویه ۲۴ فوریه برگزار میشود. در آن جلسه دادگاه بررسی میکند چند نفر ادعا ثبت کردهاند و چه مبلغی به وکلای پرونده و هزینههای دادرسی اختصاص مییابد. این جزئیات را جدی بگیرید، چون تسویه بدون تأیید نهایی دادگاه قطعی نیست.
ریشهی ماجرا به شکایتی برمیگردد که اپل را متهم میکرد هنگام فروش برخی مدلهای iPhone، آنها را سازگار با قابلیتهای هوش مصنوعی Siri معرفی کرده که در زمان عرضه آماده نبودند و بعداً با تأخیر رسیدند. در شکایت گروهی، شمار زیادی از خریداران با ادعای مشابه پروندهای واحد را پیش میبرند و نتیجه برای همهی اعضای گروه اعمال میشود.
دایرهی واجد شرایط دقیق است: خرید یکی از این مدلها بین ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ تا ۲۹ مارس ۲۰۲۵؛ iPhone 15 Pro، iPhone 15 Pro Max، iPhone 16e، iPhone 16، iPhone 16 Plus، iPhone 16 Pro و iPhone 16 Pro Max. خرید باید برای استفادهی شخصی یا کاری باشد، نه فروش مجدد. برای ثبت ادعا هم شمارهی سریال دستگاه لازم است.
اما یک شرط برای خوانندهی ایرانی همهچیز را تغییر میدهد: واجد شرایط بودن به سکونت در ایالات متحده و خرید در همان بازار گره خورده است. کسی که این گوشیها را از مسیر واردات، بازار داخلی یا فروشگاهی بیرون آمریکا تهیه کرده باشد، در دایرهی این تسویه قرار نمیگیرد. پس حتی اگر مدل گوشیتان دقیقاً در فهرست باشد، شمارهی سریال تنها ملاک نیست؛ مسیر خرید و محل سکونت هم باید همخوانی داشته باشد.
این نکته مهم است، چون در روزهای اخیر شماری از کاربران مبلغ «تا ۹۵ دلار» را بازگشت پول قطعی برای خودشان تصور میکنند؛ در حالی که تسویه فقط در چارچوب حقوقی آمریکا اجرا میشود و پرداخت آن هم قطعی نیست. رقمها به تعداد ادعاهای ثبتشده و تأیید نهایی دادگاه بستگی دارند. برای مخاطب ایرانی، این پرونده ارزش مالی شخصی ندارد و تنها جنبهی حقوقی و صنعتی آن قابل توجه است.
همین جنبهی صنعتی جای تأمل دارد. اپل مدلهای گرانقیمت را با وعدهی قابلیتهای نرمافزاریای فروخت که هنوز آماده نبودند و همین شکاف میان تبلیغ و واقعیت، به ریسک حقوقی و سپس هزینهی مالی تبدیل شد. این پرونده نمونهی روشنی است از اینکه فاصلهی میان زمان فروش سختافزار و زمان تحویل قابلیتهای هوش مصنوعی چطور میتواند به دعوای گروهی کشیده شود.
بر همین پایه، شرکتهای فناوری احتمالاً در آینده هنگام معرفی قابلیتهای هوش مصنوعی بیشتر احتیاط میکنند و در برچسبگذاری و زمانبندی وعدهها دقت بیشتری به کار میبرند. برای مصرفکنندهی عادی، درس عملی ساده است: وقتی دستگاهی با وعدهی قابلیتهایی فروخته میشود که هنوز عرضه نشدهاند، ارزش آن وعده به زمان تحویل واقعی گره خورده است، نه به فهرست ویژگیها روی صفحهی مشخصات.
این تسویه یک پروندهی حقوقی در آمریکا را میبندد و در بهترین حالت برای ساکنان آن کشور مسیر پرداخت دارد. برای کاربر ایرانی، آنچه باقی میماند تصویری روشنتر از هزینهی وعدههای به تأخیر افتاده در صنعت فناوری است؛ نه سهمی از ۲۵۰ میلیون دلار.
