دسته‌بندی نشده

چاپگری که با اپ آیفون راه می‌رود؛ آلدانگ از نقد Bambu Lab P1S می‌گوید

گاهی یک گجت را نه با مشخصاتش، بلکه با اپلیکیشنی که هر روز باز می‌کنیم می‌سنجیم. نقدی که AppleInsider دربارهٔ چاپگر سه‌بعدی Bambu Lab P1S منتشر کرده، دقیقاً از همین زاویه شروع می‌شود: به‌جای جنگیدن سر اعداد فنی، تجربهٔ کاربری و پیوند نرم‌افزاری را می‌گذارد وسط.

دستگاهی که این نقد به آن می‌پردازد، چاپگر سه‌بعدی P1S از شرکت Bambu Lab است؛ Bambu Lab سازندهٔ چینی چاپگرهای سه‌بعدی رومیزی محسوب می‌شود که در سال‌های اخیر میان علاقه‌مندان این حوزه جای خود را باز کرده است. این چاپگر محصول اپل نیست و هیچ همکاری رسمی میان دو شرکت اعلام نشده؛ اما مسیر کار با آن آیفون‌محور است و همین نکته آن را وارد دایرهٔ توجه یک رسانهٔ اپل‌محور کرده.

برای روشن شدن موضوع، چاپگر سه‌بعدی شیء را لایه‌به‌لایه از رشته‌ای از پلاستیک می‌سازد که به آن فیلامنت می‌گویند؛ دستگاه رشته را ذوب می‌کند و قطعه را از پایین به بالا شکل می‌دهد. محبوبیت این فناوری میان کاربران خانگی رو به رشد است و به همین دلیل هم کیفیت کنترل و نرم‌افزار آن، اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده.

نویسندهٔ نقد می‌گوید تقریباً تمام کار را از روی اپلیکیشن Bambu Handy انجام داده است؛ از مرور مدل‌های آماده و انتخاب آن‌ها تا فرستادن سفارش چاپ و همراهی پیشرفت کار. کنترل فیزیکی دستگاه و صفحهٔ کوچکش را جز برای سرکشی به درصد پیشرفت، به کار نگرفته است. یعنی رابط اصلی این ماشین، نه پنل روی بدنه، بلکه گوشی است.

کیفیت چاپ هم در این تجربه ستوده شده و نتیجهٔ بیشتر قطعه‌ها یکدست توصیف می‌شود. دستگاه در محفظه‌ای بسته با در شیشه‌ای جانبی و بالایی عرضه می‌شود و فیلتر کربن فعالِ داخل آن، بخشی از بوی ناشی از فرایند ذوب پلاستیک را مهار می‌کند. صدای کار هم زیر ۵۵ دسی‌بل گزارش شده که آن را برای محیط دفتر خانگی قابل تحمل می‌کند.

بخش رنگ‌آمیزی بر عهدهٔ سامانهٔ AMS است؛ محفظه‌ای برای نگه‌داشتن و خشک نگه‌داشتن فیلامنت‌ها که در نسخهٔ ترکیبی همراه دستگاه می‌آید و امکان چاپ چهاررنگ با چهار قرقره را می‌دهد. به گفتهٔ نویسنده می‌توان تا چهار سامانهٔ AMS را زنجیر کرد و به چاپ شانزده‌رنگ رسید، اما هرچه رنگ بیشتر شود، ضایعات رشته هم بیشتر می‌شود؛ ضایعاتی که در میان این جامعه با لقب «پوپ» شناخته می‌شود. او ترجیح می‌دهد قطعه‌های تک‌رنگ را جدا چاپ و بعد جفت کند.

یک دوربین ۷۲۰p روی دستگاه هست، اما نرخ تصویر آن حدود نیم فریم بر ثانیه است و به همین دلیل برای دیدن زندهٔ پیوسته کافی نیست؛ کاربرد اصلی‌اش ساختن تایم‌لپس روان از فرایند چاپ است. اپلیکیشن هم یک اسلایسر کامل نیست و برای برش نهایی مدل به نرم‌افزار دسکتاپ نیاز دارید. نسخهٔ بومی آیپد هم وجود ندارد، هرچند همان اپ آیفون روی آیپد بی‌گزارش کار می‌کند.

به گمان من، اهمیت این نقد برای مخاطب فارسی فراتر از خود دستگاه است. الگویی که اینجا دیده می‌شود — اپلیکیشنِ همراه به‌عنوان رابط اصلی و دکمه‌های فیزیکی به‌عنوان پشتیبان — روزبه‌روز در گجت‌های بیشتری تکرار می‌شود. برای کسی که گوشی‌اش محور زندگی دیجیتالش است، کیفیت همین لایهٔ نرم‌افزاری به معیاری جدی‌تر از مشخصات روی کاغذ تبدیل شده؛ چون به‌دست‌آوردن گجتی که اپش کند و بی‌نظم است، تجربهٔ روزمره را خراب می‌کند.

باید مرزها را روشن نگه داشت. این مطلب یک تجربهٔ شخصی است و نظر یک نفر را بازگو می‌کند، نه نتیجهٔ آزمون مستقل و نه جمع‌بندی صنعتی. قیمت هم بسته به بازار است؛ در متن به عدد ۵۹۹ دلار در برابر ۱۱۲۴ دلار اشاره شده که تخفیف فروشگاه رسمی سازنده و مناسبتی است. این عدد هیچ نسبتی با بازار ایران ندارد و در متن اصلی هم هیچ نشانی از عرضه، قیمت یا مسیر واردات داخلی دیده نمی‌شود.

اگر از این نقد یک درس بگیریم، این است که هنگام خرید گجت‌های «سازگار با آیفون»، پیش از نگاه به عددهای روی مشخصات، سراغ تجربهٔ اپلیکیشن برویم. در مورد خود این چاپگر، آنچه در دست است تجربهٔ یک نقدنویس است؛ قضاوت قاطع به بررسی‌های مستقل‌تر و اطلاعات بازار محلی نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *