دسته‌بندی نشده

Find My در دو نقش؛ از ردیابی ایرپادهای دزدیده‌شده تا AirTag وسط دعوای سیاسی یک شهر

هر چند وقت یک‌بار، AppleInsider در ستونی به نام Crime Blotter پرونده‌های پلیسی مربوط به محصولات اپل را کنار هم می‌چیند؛ فهرستی از رویدادهای پراکنده که فقط یک چیز مشترک دارند: یک دستگاه اپل وسط ماجراست. در نسخه‌ی این هفته همین اشتراک دو چهره پیدا می‌کند؛ گاهی داده‌های مکان و سوابق حساب کاربری کلید شناسایی متهم می‌شوند و گاهی همان فناوری، در دست یکی از طرف‌های ماجرا، به ابزار آزار تبدیل می‌شود.

تازه‌ترین پرونده از ماکائو می‌آید. پلیس قضایی این منطقه می‌گوید مردی با میله‌ی آهنی سی‌سانتی‌متری و یک آجر به درِ فروشگاه اپل حمله کرده است؛ همان فروشگاهی که روزهای عرضه‌ی آیفون تازه شلوغ بود. به گزارش Macau Daily Times او پس از ماجرا به سرزمین اصلی چین گریخت و هنگام تلاش برای بازگشت دستگیر شد؛ ویدئوی مرد بی‌پیراهن هم در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. پلیس تأکید می‌کند انگیزه روشن نیست و حتی معلوم نیست این حمله به خرید آیفون مربوط بوده یا نه.

در فلوریدا، معامله‌ی یک آیفون به سرقت مسلحانه و آدم‌ربایی رسید. به گزارش WSVN دو مرد ۲۸ سپتامبر برای فروش آیفون قرار گذاشتند و معامله بی‌دردسر پیش رفت. یازده روز بعد خریدار خبر داد آیفون‌های بیشتری برای فروش دارد؛ قربانی سوار خودرو شد و مردی از صندلی عقب اسلحه را روی سرش گذاشت و پول خواست. خودرو راه افتاد، قربانی دو بار تلاش کرد فرار کند و سرانجام جان سالم به در برد، اما بعداً پیام تهدیدآمیز گرفت. متهم بازداشت شده و اتهام‌های آدم‌ربایی، سرقت مسلحانه، دزدی کلان و ارعاب شاهد را روی میز دارد.

در بالتیمور پلیس ۸ اکتبر مردی ۲۳ ساله را بازداشت کرد که به گفته‌ی خودش از سپتامبر چند راننده‌ی تاکسی اینترنتی را با تهدید اسلحه پیاده کرده و خودروهایشان را سرقت کرده بود؛ او برای سفارش سفر از شماره‌های اینترنتی استفاده می‌کرد. به گزارش Fox Baltimore سرنخ اصلی «سوابق حساب، نشانی IP و داده‌های اپل» بود که به آیفون متهم رسید؛ دوربین مداربسته هم او را با آیفونی در دست ثبت کرده بود.

در آیووا ماجرا برعکس است و ابزار ردیابی به نفع قربانی تمام می‌شود. یکی از بازیکنان تیم فوتبال دانشگاه Drake فهمید ایرپادهایش همراه چند وسیله‌ی دیگر از رختکن رفته است. به گزارش KCCI او سیگنال Find My را تا خانه‌ی متهم دنبال کرد؛ پلیس با حکم تفتیش مرد ۱۸ ساله را بازداشت و به دزدی درجه‌دوم و دو مورد استفاده‌ی غیرمجاز از کارت اعتباری متهم کرد.

در لوولِ آرکانزاس اما یک AirTag وسط دعوایی سیاسی نشسته است. Emilee Reach، عضو شورای شهر، می‌گوید در ژوئن AirTag را روی خودرویش پیدا کرده و چهار رقم آخر شماره‌ای را به دست آورده که به یک حساب اپل وصل بوده است؛ به گفته‌ی او این شماره با شماره‌ی Chris Moore، شهردار شهر، یکی است؛ کسی که پیش‌تر علیه‌اش شکایت اخلاقی ثبت کرده بود. خانم Reach در فیسبوک نوشته خانواده‌اش را از خانه‌ای در فاصله‌ی حدود ۱۸۰ متری خانه‌ی شهردار بیرون برده است. شهردار قاطعانه رد می‌کند: «هرگز AirTag روی خودروی کسی نگذاشته‌ام و قطعاً روی خودروی عضو شورا نگذاشته‌ام.» تا اینجا نه اتهامی مطرح شده و نه یافته‌ای از پلیس منتشر شده؛ پس این پرونده فعلاً حرف یک طرف است و همان‌جا می‌ماند.

سه پرونده‌ی کوچک‌تر هم در همین فهرست است. در ورمونت یک iPad و جعبه‌ی کمک‌های مردمی حاوی بیش از هزار دلار از موزه‌ی دریایی Lake Champlain دزدیده شد؛ موزه‌ای که از ۲۰۲۱ ورودی نمی‌گیرد و با همین کمک‌ها اداره می‌شود. در تمپیِ آریزونا سارقی وارد دفتر یک شرکت فناوری شد، ده‌ها جعبه‌ی Mac mini را برد و خود دستگاه‌ها را جا گذاشت؛ یکی از کارکنان به Fox 10 گفت فقط «جعبه‌های خالی» مانده بود. در حومه‌ی کلیولند هم مردی یک iPad را از پیشخوان فروشگاه زنجیره‌ای Meijer برداشت و با فولکس‌واگن سفید فرار کرد؛ پلیس او را در دزدی مشابهی در شعبه‌ی دیگری هم مظنون می‌داند.

اگر این پرونده‌ها را کنار هم بگذاریم — و بگذارید صریح باشم، این تفسیر من است نه نتیجه‌ی آماری — یک نکته‌ی عملی بیرون می‌آید: مکان‌یابی اپل دیگر فقط ابزار پیدا کردن گوشی گم‌شده نیست. سوابق حساب و داده‌های مکان به سرنخی روتین برای پلیس تبدیل شده‌اند و Find My بخشی از کاری را که پیش‌تر کارآگاه انجام می‌داد به خود قربانی سپرده است. در سمت دیگر همین فناوری می‌تواند ابزار تعقیب باشد، هرچند AirTag برای چنین کاری ابزار کارآمدی نیست: آیفون هشدار «رهگیری ناخواسته» می‌دهد و برای ردیاب‌های شرکت‌های دیگر هم اپلیکیشن Tracker Detect روی اندروید دقیقاً برای همین ساخته شده است. اینکه این هشدارها در کدام کشور و با کدام سرویس فعال‌اند بحث جداگانه‌ای است و از این فهرست خبری نمی‌توان درباره‌ی ایران نتیجه‌ای گرفت.

آنچه این ستون را خواندنی می‌کند جزئیاتی است که تکرار می‌شوند؛ در پرونده‌ی فلوریدا معامله‌ی اولِ بی‌دردسر اعتماد ساخت و قرار دوم را به جای خطرناک تبدیل کرد. یادمان باشد Crime Blotter نمونه‌ی آماری نیست؛ چند خبر پراکنده از شهرهایی دور از هم با انگیزه‌هایی متفاوت. انگیزه‌ی حمله‌ی ماکائو نامعلوم مانده و پرونده‌ی AirTag هنوز ادعای یک طرف است که طرف دیگر قاطعانه ردش می‌کند. آنچه قابل اتکاست همان توصیه‌ی ساده است: با کارکرد هشدارهای ردیابی آشنا باشیم و قرارهای خرید و فروش گوشی دست‌دوم را در مکانی شلوغ و امن بگذاریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *