سیری نرمافزار بود، اما اپل آن را به درِ ورودی سختافزار تبدیل کرد
بعضی محصولها با مشخصاتشان به یاد میمانند و بعضی با تصمیمی که پشتشان پنهان است. آیفون ۴اس از دستهی دوم است. پانزده سال پیش، در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱، این گوشی روی پیشخوان فروشگاهها رفت؛ از بیرون تقریباً همان آیفون ۴ بود، اما سیری را برای نخستین بار به بخشی از خود آیفون تبدیل کرد. تصمیم مهمتر اپل جای دیگری بود: این دستیار فقط روی همین مدل کار میکرد.
آیفون ۴اس ده روز پس از معرفی به فروش رسید و کارش را در آمریکا، استرالیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ژاپن و بریتانیا آغاز کرد. بدنهی شیشه و فولاد ضدزنگ آیفون ۴ تقریباً دستنخورده ماند و بیشتر تغییرها زیر پوسته رخ داد؛ و همینجاست که داستان جذاب میشود.
سیری به کاربر اجازه میداد با زبان طبیعی تماس بگیرد، پیام بفرستد، یادآور بسازد، قرار ملاقات بگذارد و پرسشهایش را مطرح کند. اپل روی درک زمینه تأکید داشت؛ مثلاً وقتی کاربر میپرسید چتر لازم دارد یا نه، دستیار آن را درخواست پیشبینی هوا میفهمید. سیری در آغاز نسخهی آزمایشی بود و فقط انگلیسی آمریکا، بریتانیا و استرالیا را در کنار فرانسوی و آلمانی پوشش میداد.
اما سیری به آیفون ۴اس قفل بود. کاربران آیفونهای قدیمیتر نمیتوانستند با نصب iOS 5 به آن برسند؛ همان نرمافزار روی سختافزار قدیمی، دستیار را نمیداد. اپل با این کار یک توان نرمافزاری را به محرک خرید سختافزار تبدیل کرد؛ یعنی چیزی که ماهیتاً کد بود، به بهانهای برای ارتقای دستگاه بدل شد.
سیری پیشتر یک اپ مستقل بود که در فوریه ۲۰۱۰ عرضه شد. اپل در آوریل همان سال شرکت سازندهاش را خرید، فناوریاش را مستقیم در iOS جای داد، اپ اصلی را از App Store برداشت و به کاربرانش اطلاع داد سرویس در ۱۵ اکتبر از کار میافتد.
در بخش سختافزار، تراشهی دوهستهای A5 به گفتهی اپل تا دو برابر توان پردازشی و هفت برابر توان گرافیکی آیفون ۴ را میداد. دوربین پشت از پنج به هشت مگاپیکسل رسید و با دیافراگم f/2.4 فیلمبرداری ۱۰۸۰p را ممکن کرد. سامانهی آنتن هم بازطراحی شد تا میان آنتنهای ارسال و دریافت جابهجا شود؛ بیشترین سرعت دانلود روی HSDPA، استاندارد پرسرعت شبکههای همراه آن دوره، به ۱۴.۴ مگابیتبرثانیه رسید.
آیفون ۴اس با iOS 5 عرضه شد؛ نسخهای که دو روز پیشتر همراه iCloud منتشر شده بود و iMessage، مرکز اعلانها، یادآورها، بهروزرسانی بیسیم و راهاندازی روی خود دستگاه را به همراه داشت. گوشی در رنگ مشکی و سفید و با حافظهی ۱۶، ۳۲ و ۶۴ گیگابایت عرضه شد و قیمتهای آمریکا از ۱۹۹، ۲۹۹ و ۳۹۹ دلار با قرارداد دو سالهی اپراتور شروع میشد.
اپل بعداً اعلام کرد در سه روز نخست بیش از چهار میلیون دستگاه فروخته شد؛ بیش از دو برابر فروش افتتاحیهی آیفون ۴ در همان بازه. عددی که نشان میدهد این پیوند میان نرمافزار و سختافزار چقدر برای اپل ثمربخش بود.
میراث اصلی آیفون ۴اس، به تحلیل من، بیش از خودِ سیری در روش عرضهی آن نهفته است. اپل توانی را که ماهیتاً نرمافزاری بود به مدلی تازه گره زد و آن را به دلیل ارتقا تبدیل کرد. این الگو در سالهای بعد هم تکرار شد و به نظر میرسد امروز هم، وقتی بحث قابلیتهای هوش مصنوعی روی خود دستگاه پیش میآید، همان منطق کمابیش برجاست؛ هرچند این یک تحلیل است، نه موضع رسمی اپل.
برای خوانندهی ایرانی لایهی دیگری هم هست. سیری از روز اول فقط چند زبان را میفهمید و فارسی در آن فهرست نبود؛ یعنی کاربر ایرانی از همان ابتدا با دستیاری طرف بود که زبان مادریاش را نمیشناخت و معمولاً باید آن را به زبانی دیگر به کار میبرد. همین نکته نشان میدهد تصمیم دربارهی زمان تعویض گوشی در ایران فقط به سختافزار مربوط نیست.
تصمیمهای اپل دربارهی اینکه کدام توان نرمافزاری روی کدام سختافزار اجرا شود، همیشه بخشی از تجربهی کاربر را شکل داده و مرز میان «قابلیت تازه» و «دستگاه تازه» را مشخص کرده است.
آیفون ۴اس امروز فقط یک تاریخ است؛ محصولی که دیگر فروخته نمیشود و قیمتهایش هم به قرارداد اپراتوری سال ۲۰۱۱ تعلق دارد، پس هیچ توصیهی خریدی از آن بیرون نمیآید. اما پرسشی که آن گوشی مطرح کرد هنوز باز است: وقتی توانهای نرمافزاری به سختافزار تازه گره میخورند، تصمیم برای نگهداشتن یا عوضکردن گوشی چقدر فنی است و چقدر نتیجهی انتخابی که شرکتها برای کاربر میسازند.
